تبليغاتX
fadin

دلم پر از حرفای نگفته ست

تا حالا شده که دوروبرت پر از آدمای جورواجور باشه اما تو تو این میون احساس تنهایی کنی؟تا حالا شده تو اوج ناراحتی  به زور خودتو شاد نشون بدی؟تا حالا شده بغض تو گلوت بخواد بترکه ولی کسی رو نداشته باشی  که صدای ترکیدنش رو بشنوه؟تا حالا شده بخوای به کسی که دوستش داری بگی که دوستت دارم ولی بترسی؟تا حالا شده از یکنواختی زندگیت خسته بشی ولی ندونی که چیکار باید بکنی؟

+ نوشته شده توسط fadin در پنجشنبه چهارم بهمن 1386 و ساعت 10:41 |