اینقدر دورم از تو که دنیا فراموشم شده
هر شب تو رویای خودم آغوشتو تن می کنم
آینده این خونه رو با شمع روشن می کنم
دلم گرفته از همه ی آدما و همه ی دنیا حتی دلم از خدا هم گرفته یهو یاد این شعر افتادم
اینقدر دورم از تو که دنیا فراموشم شده
هر شب تو رویای خودم آغوشتو تن می کنم
آینده این خونه رو با شمع روشن می کنم
دلم گرفته از همه ی آدما و همه ی دنیا حتی دلم از خدا هم گرفته یهو یاد این شعر افتادم
چهارشنبه سوریتون مبارک.به قول قدیمی ها زردی من از تو سرخی تو از من.تو رو به خدا مواظب خودتون باشید.![]()
دلم پر از حرفای نگفته ست
تا حالا شده که دوروبرت پر از آدمای جورواجور باشه اما تو تو این میون احساس تنهایی کنی؟تا حالا شده تو اوج ناراحتی به زور خودتو شاد نشون بدی؟تا حالا شده بغض تو گلوت بخواد بترکه ولی کسی رو نداشته باشی که صدای ترکیدنش رو بشنوه؟تا حالا شده بخوای به کسی که دوستش داری بگی که دوستت دارم ولی بترسی؟تا حالا شده از یکنواختی زندگیت خسته بشی ولی ندونی که چیکار باید بکنی؟
تا حالا به شباهت ما آدمها با ساعتها دقت كرديد؟
بعضي ساعتها بدون توقف هميشه به جلو حركت مي كنند مثل بعضي از آدمهاي در حال پيشرفت.بعضي از ساعتها در جا مي زنند مثل بعضي ازآدمهايي كه هميشه در نقطه اول زندگيشون هستن.بعضي از آدمها هم مثل بعضي ساعتها هميشه خوابند ولي با عوض كردن باتري يا يه تلنگر كوچيك به راهشون ادامه مي دن.بعضي از ساعتها و آدمها هم كه ديگه كارشون از تعمي و اين حرفا گذشته و دور ريختني هستن.حالا با اين شباهت يه تفاوت هم هست:مه آدمها بعضي وقتها با بعضي كارهامون به عقب بر ميگرديم ولي ساعتها هميشه به جلو حركت مي كنن.ما جزو كدوم يكي هز انواع ساعتها يا آدمها هستيم؟
به نظر شما خوشبختي دست يافتني است؟قبل از اينكه جواب اين سؤال رو بديد بايد تعريف خود را از خوشبختي و انتظاري كه از زندگي خوشبخت داريم مشخص كنيم.
همچنين بايد بينديشيم و ببينيم را چه و در چه مي دانيم؟ آيا خوشبختي يعني ثروتمند بودن؟ آيا خوشبختي يعني سلامتي؟ آيا خوشبختي يعني يك همسر نجيب و پاكدامن داشتن؟يا شغل پر درآمد و آبرومند داشتن؟ اگر تعريف ما از خوشبختي مشخص و روشن باشد قابليتها و توانمنديها يمان هم با آن متناسب خواهد شد.بايد باور كنيم كه خوشبختي دست يافتني است و آنگاه بر اساس اين باور مثبت در زندگي خود غور كنيم چون انسان هر چيز را كه باور نكند احساس نيز نخواهد كرد.انسان با باورهاي خود زندگي مي كندو باورهايش دست يافتني خواهند بود.پس بايد باور كنيم كه خوشبخت و شاد آفريده شده ايم بپذيريم كه سرنوشت تابع انديشه هاي زيباي ماست و باور كنيم كه خدا عاشق ماست و هيچ عاشقي معشوق خود را رنج نمي دهد.
با تعریفهای بالا میتوان به همهٔ ماشینهای مکانیکی محاسبه مانند خطکش محاسبه و یا چرتکه نیز بههمان صورت که برای ماشینهای امروزی بهکار میرود، رایانه گفت. البته عبارات و واژههای بهتری نیز میتواند توصیف فعالیتهای این ماشینها باشند، واژههایی مانند: دادهپرداز، سامانههای پردازش اطلاعات و همچنین کنترلگر.
هنگامی که رایانههای امروزی را درنظر میگیریم، اغلب ویژگی درخور نگرشیuhjghjgtuihzgktzukhkhیتوانند تمامی ویژگی که در سایر دستگاهها پردازشی که اختراع میشوند تقلید نمایند (به هر حال یقینا با سرعت پایین تر). گهگاه، این آستانه قابلیت یک محک سودمند برای شناسایی «رایانههای همهکاره» از ابزارهای با کارایی ویژه قدیمی میباشد. این تعریف «همه کاره» میتواند بصورت رسمی در این تعریف که یک ماشین معین باید بتواند رفتارهای ماشین تورینگ (Turing machine) را تقلید نماید، بکار گرفته شود. ماشینهایی که این نیازمندی را تأمین کرده باشند بعنوان تورینگ کامل (Turing-complete) خطاب میشوند. تا هنگامی که بصورت فیزیکی تأمین فضای ذخیره نامتناهی و احتمال zero crashing وجود نداشته باشد لفظ تورینگ کامل بصورت آسان گیرانهای به ماشین با ظرفیت ذخیره سازی بالا (نامتناهی) و با قابلیت اطمینان واقعی، گفته میشود. نخستین سری از این ماشینها در سال 1941 بوجود آمد: Z3 ساخت کونراد زوسه (Konrad Zuse)که توسط برنامه کنترل میشد(اما ویژگی تورینگ کامل آن در سال 1998 به آن داده شد.). ماشینهای دیگری نیز بصورت آشفته و با عجله در سراسر دنیا توسعه یافتند
لایبنیتز (leibniz) ریاضیدان آلمانی از نخستین کسانی است که در ساختن یک دستگاه خودکار محاسبه کوشش کرد. او که به پدر حسابدارش در تنظیم حسابها کمک میکرد، از زمانی که برای انجام محاسبات صرف میکرد گلهمند بود.
چارلز بابیج (Charles Babbage) یکی از اولین ماشینهای محاسبه مکانیکی را که به آن ماشین تحلیلی گفته میشد، طراحی نمود، اما بخاطر مشکلات فنی موجود در زمان حیاتش همچون ماشینی ساخته نشد(در سال 1993 در موزه علوم لندن مدلی که بر اساس طرح بابیج کار میکرد ساخته شد).
در گذشته دستگاههای مختلف مکانیکی سادهای مثل خطکش محاسبه و چرتکه نیز کامپیوتر خوانده میشدند. در برخی موارد از آنها بعنوان رایانههای آنالوگ نام برده میشود. چراکه برخلاف رایانههای رقمی، اعداد را نه بهصورت اعداد در پایه دو بلکه بهصورت کمیتهای فیزیکی متناظر با آن اعداد نمایش میدهند. چیزی که امروزه از آن بعنوان «رایانه» یاد میشود در گذشته به عنوان «رایانههای رقمی (دیجیتال)» یاد میشد تا آنها را از انواع «رایانههای آنالوگ» جدا سازد(که هنوز در برخی موارد استفاده میشود مثلا نشانک پرداز آنالوگ (analog signal processing).
گذرگاههاي Main Board بردو دسته تقسيم مي شود:
1-System Bus : ارتباط دو طرفه بين CPU و حافظه موقت RAM را برقرار مي كند.
2-I /O Bus : ارتباط بين CPU و واحدهاي ورودي وخروجي وبلعكس را برقرار مي كند.
تا قبل از سال 1987 تنها يك نوع BUS داشتيم اما در اين سال شركت Compaq دو نوعBus (I/O BUS) &SystemBus) را توليد نمود.
علت اين امر بود كه تكنولوژي توليدCPU همگام با تكنولوژي توليد RAM پيش نميرفت و در حالي كه BUS درCpu به64 MHZ رسيده بود اما Ram ها با Bus كمترازCPU توليد ميشد. واين باعث بوجود آمدن نويز درقطعات ديگر مي شد. پس براي جلوگيري از نويز دو نوع Bus توليد شد .
گذرگاههاي Main Board ( BUS) :
هر BUS به طور معمول در يكي از قسمتهاي زير قرار مي گيرد.
Data Bus (مسيرداده ها )
Address Bus ( مسير آدرس )
Control Bus (مسير كنترل)
1- مسير داده ها ( DATA BUS )
مسير داده ها عبارت است از خطوطي كه CPU با استفاده از آن ميتواند اطلاعات را با حافظه اصلي و ورودي ها و خروجي ها مبادله كند امروزه PC ها داراي گذرگاهاي 8 و 16 و 32 و64 بيتي هستند.
2- مسير آدرس ( Address Bus )
مسير آدرس عبارتست از خطوطي كه CPUبا استفاده از آن مي تواند آدرس خانه هاي مختلف را در حافظه RAM مشخص نماید تا امكان دستيابي به آنها فراهم گردد.
3- مسير كنترل ( CONTROL BUS )
مسير كنترل عبارتست از خطوطي كه از طريق آنها سيگنالهاي كنترلي جهت نظارت بر عمليات كامپيوتر، تمام بخشهاي كامپيوتر از قبيل حافظه اصلي ، وروديها ، خروجي ها و .... ارسال مي گردد.
همانطور كه گفتيم سرعت CPU از ساير قطعات بيشتر است CPU مجبور ميشودكه با 2نوع سرعت كار كند كه به شكل زير مي باشد :
ICS (1 يا ICF
ICF = Internal Clock Frequency
ICS = Internal Clock Speed
ECS (2 يا ECF
ECF = External Clock Frequency
ECS = External Clock Speed
بعد از مراحل نصب CPU به دليل اينكه System Bus يك Main Board سرعتهاي مختلفي را پشتيباني مي كند ( مثلاً 66 MHZ و 100 MHZ ) بايستي سرعت BUS ، Main Board را با ECF رير پردازنده تنظيم كرد سرعت BUS يك Main Board توسط جامپرها (jumpers ) يا DIP Switchs ها تنظيم مي شود. كه جامپرها واسطه يك اتصال كوتاه مي شوند و DIP Switchs ها همانند كليد برق ، دو حالت On و Off داشته و تنظيم مي شوند.
روي هر CPU معمولاً توسط Labla مشخصات آن از جمله ولتاژ برق -ICF- Cache -ECF نوشته مي شود.